آلـــما
دخترانگی های من سلام به همه . نمی دونم بعد از چند روز برگشتم اما کلی اتفاق افتاده تو این چند وقت . دیشب رفتم خرید . می خواستم یدونه شلوار جین بگیرم مارک لاکوسته هر چی گشتم پیدا نشد که نشد . احتمالا هفته دیگه برم تندیس یا طرفای فردوسی . در عوض به جای شلوار چند دست لباس زیر خوشکل گرفتم . با رنگ ها و طرح های جالب و فانتزی . از سبز گرفته تا سورمه ای مایل به ابی . و یدونه هم سفید با طرح های گل ویولت . خلاصه شلوار که نتونستم بخرم داغ دلم رو روی خرید لباس زیر خالی کردم . حین خرید مجبور شدم زودی برگردم مامان زنگ زد گفت خاله اومده با بچه هاشون . و اوا سراغت رو می گیره . دور جدید کلاس های فتوشاپم هم شروع شده .. راستی یکی بهم بگه چرا وقتی معلم فتوشاپم میاد خونه که اموزشم بده حلقه دستش نیست اما توی اموزشگاه همیشه حلقه دستشه .. فکر کنم این یعنی می خواد قاپمو بزنه .!!! اما ور خونده . هر چند بدم نمیاد ناخنکی به مردهای شوهر دار هم بزنم و تنوعی به لیست دوست پسرهام بدم . خب این اخری مایه طنز و شوخی داشت . دیشب با ماشین شوهر خاله رفتیم برای همه بستنی بخریم . اما هیشکی خبر نداشت که دقیقا واسه ی کشیدن سیگار رفتیم بیرون . نفری دو سه نفس کشیدیم و بعدش ادامس انداختیم بالا و اوا اسپری زیر بغلش رو که توی کیفش بود خالی کرد توی ماشین تا بوی سیگار بره . بعدش با بستنی برگشتیم خونه و مهمونا ساعت ۱۱ رفتن و منم تا صبح حدود ۳ تائی فیلم دیدم و بعدش هیچی یادم نیست و فقط یادمه ۱۲ ظهر بیدار شدم . فعلا .

Archives :
دخترانگی های من
